مراكز رشد و كارآفرینی روستایی، نقطه اتصال علم و صنعت و سیاست

مراكز رشد و كارآفرینی روستایی، نقطه اتصال علم و صنعت و سیاست به گزارش ثبت آسان مراكز رشد، حالا سال هاست كه به حلقه ای مهم در راه ایجاد و شكل گیری كسب وكار تبدیل گشته اند


بر مبنای آنچه بعنوان علت و دلیل ایجاد مراكز رشد تا امروز بیان شده است: این مراكز نقش مهمی در تبدیل ایده ها به كسب وكارهای نوپا در مراحل اولیه شكل گیری دارند و اهمیت وجود چنین مراكزی در زیست بوم كسب وكار هر كشوری بر اهل فن پوشیده نیست.
شاید نكته تازه و جدید این باشد كه خیلی از این مراكز بر پایه جمع آوری و جذب ایده پردازان و آینده پژوهان حركت كرده اند و در كنار همه دستاوردها و ارزش ها كه خلق كرده اند، از حل مسائل به ظاهر ساده ولی مهم در جوامع كوچك جامانده اند.
این مورد سبب گشته است كه اغلب چاره ها از شهر به روستا برسد و قانون گذاری ها و تقسیم داشته ها و منابع از بالا به پایین صورت بگیرد. با آنكه همه باور دارند كه روستا هم مانند شهر دارای مسائل و مشكلات اختصاصی است، اما همچنان شیوه حل مشكلات روستاها بر پایه تصمیم گیری در شهر و اجرا و اعمال چاره در روستا است.
موضوعی كه سبب شده است تا كماكان مشكلات و معضلات خرد و كوچك، اما مهم و تأثیرگذار در محیط روستا حل نشده باقی بماند.
تجربه سه سال زندگی در روستا سبب شد تا باور كنم كه چاره مشكلات هر منطقه ای ابتدا باید در همان منطقه جستجو شود و حل مساله های هر روستا و شهرستانی ابتدا از عهده و توان اهالی همان جا برمی آید، همان ها كه مشكل و مساله را همیشه و همواره دیده و تحمل كرده اند.
شیوه پاسخگویی و حل مشكلات از بالا به پایین و تجویز یك چاره برای همه افراد در همه نقاط كشور از موفقیت مناسبی برخوردار نبوده و بیشتر به شكست انجامیده است و یا لااقل كسان خیلی از نتیجه این شیوه ناخرسندند.
ازجمله موانع اعلام شده در راه حل مشكلات به دست اهالی و مردم بومی، فقدان آموزش و نداشتن مهارت های لازم در جهت شناسایی مساله و بعد نداشتن مهارت حل مساله های روزمره بود كه امروزه به شیوه های مختلفی برای آنها توضیح و توجیه وجود دارد.
هرچند برای حل همین مساله هم شیوه عرضه خدمات متمركز سبب مهاجرت های ناخواسته و بی حاصل جوانان روستایی و شهرستانی به شهرهای بزرگ شد ولی هر چه بود و هر چه هست، امروز با انبوهی از جوانان روستایی تحصیل كرده در شهر و بازگشته به روستا مواجهیم كه ظرفیت تازه ای برای حل مسائل و مشكلات روستاها و مناطق كم جمعیت بوجود آورده است.
با مقدمه ای كه ذكر شد فرض بر این است كه:
• روستاها همچنان مسائل حل نشده دارند.
• راهكارهای تهیه شده در شهرها و نگاه از بالا به پائین نتیجه لازم نداده است.
• تمركز امكانات و منابع در شهرها بعضاً سبب مهاجرت های ناخواسته و بی حاصل اهالی روستا شده است.
سؤال مهم و جدی این است كه چه كنیم؟
اول اینكه امكان دارد چاره ها و شیوه های تازه هم مانند كسب وكارهای جدید، نیازمند محیط آزمایشگاهی باشند و بهتر و بلكه لازم است كه این چاره ها را هم در چند آزمایشگاه كوچك بیازماییم.
دیگر آنكه این چاره ها باید بر مبنای بهره گیری حداكثری از ظرفیت های محلی باشد یعنی از آغاز كار، از لحظه ای كه می خواهیم یك مساله محلی را حل نماییم، بپذیریم و بدانیم كه اصل كشف مساله باید با همراهی و همكاری اهالی بومی صورت بگیرد، هرچند امكان دارد مشكلاتی وجود داشته باشد كه اهالی با آن كنار آمده باشند و به نظر یك فرد نورسیده مشكل اصلی همان ها باشد ولی باید بپذیریم كه حتی اولویت دادن به مساله ها هم باید توافقی باشد.
به عبارت دیگر اگر مردم یك منطقه به وجود یك مشكل باور ندارند، صرف اعلام مشكل از جانب افراد بیرونی، سبب همراهی و همدلی آنها نمی گردد و چه بسا باعث بروز مشكلات و مسائل تازه ای هم بشود.
قدم بعدی این است كه از مردم و جوان های محلی چاره بخواهیم، گاهی برخی از راهكارهای سنتی و محلی خیلی كم هزینه تر و ساده تر مشكلات را حل می كنند، فقط امكان دارد لازم باشد تا این چاره ها در چارچوبی قابل تكرار و قابل انتقال مستندسازی شوند.
نقشی كه مراكز رشد، در شهرها بر عهده دارند عیناً می توان در روستاها هم بر عهده مراكز رشد و كارآفرینی روستایی قرار داد، یعنی نقطه اتصال علم و صنعت و سیاست، جایی كه علم و دانش به تجربه و توان كارآفرینان و صنعتگران گره می خورد و برای مدیران سیاسی و حاكمیت چاره ای جز حمایت باقی نمی گذارد. این پیوند سه گانه حالا در شهرها در حال شكل گیری است ولی روستاها با فاصله بسیاری كماكان دریافت كننده محصول اتفاقات شهرها هستند. درحالی كه در خیلی از مواقع آنچه به روستا می رسد نه تنها مشكلی را حل نمی كند بلكه دردسر تازه ای هم بوجود می آورد.
ایجاد مراكز رشد و كارآفرینی روستایی و سازمان دهی و ایجاد شبكه بین آنها باعث افزایش مهارت كارآفرینان روستایی و هم افزایی برای مساله یابی و عرضه راهكارهای محلی مبتنی بر اشتراك گذاری تجربه و سوابق در سایر نقاط كشور و تبادل اطلاعات و تكثیر اطلاعات بین اعضای زیست بوم خواهد شد.
گردشگری در این میان شاید بهترین ابزار اتصال شهر و روستا باشد، گردشگری مسئولانه و گردشگری برای هدفی مشخص همراه با بهره مندی از مزایای حضور در طبیعت.
تصور كنید كه یك مركز گردشگری روستایی یا بنا بر تعبیر رایج یك مركز بومگردی با امكاناتی مناسب اقامت و برپائی جلسات، به راحتی می تواند به صورت هم زمان محل حضور و ملاقات اساتید، مربیان و كارآفرینان علاقه مند و داوطلب با صاحبان فكر و ایده و چاره در روستاها باشد.
یعنی دانش و تجربه و توان شهرنشینان كه به صورت طبیعی و هم زمان با سفر به نقاط مختلف به این سوی و آن سوی می رود، می تواند مورد استفاده هدفمند و نقش آفرین در روستاها قرار گیرد.
از دانشمندان معروف گرفته تا هنرمندان برگزیده، ورزشكاران، كارآفرینان، سرمایه گذاران و دیگر افراد توانمندی كه در شهرها ساكن هستند، این دفعه می توانند هم زمان با سفر به نقاط روستایی و دورافتاده ای كه دارای مراكز رشد روستایی هستند، ازآنچه دارند با مردم تقسیم كنند و ضمن حل مشكلات روستا به دست اهالی و جوانان روستایی، از طبیعت و زیبایی این مناطق هم استفاده كنند.
به نظر می آید صدور مجوز تأسیس و اداره مراكز رشد روستایی به كارآفرینان و علاقه مندان واجد شرایط بتواند علاوه بر حل مشكلات روستاها به دست نیروهای بومی و زمینه سازی جهت ایجاد و رشد كسب وكارهای كوچك روستایی، باعث ایجاد یك تحول جدی در حوزه كارآفرینی روستایی هم بشود.

1398/06/27
22:17:15
5.0 / 5
39
تگهای خبر: اداره , خدمات , سازمان , سرمایه
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۳

ثبت آسان

ثبت شرکت آسان

sabteasan.ir - حقوق مادی و معنوی سایت ثبت آسان محفوظ است